تحلیل ریسک

ریسک بی فایده

اقتصاد دانان می گویند :

هر رویدادی که نتیجه مورد انتظار سرمایه گذار را از مسیر مورد نظر منحرف ساخته و سبب کاهش ارزش آن شود ریسک بی فایده است.

از دیدگاه بانکداری :

هر گونه انحراف منفی که سبب کاهش درآمد مورد نظر شود را ریسک بی فایده می گویند.

از نظر این دو دسته ریسک در موقعیتهایی اتفاق می افتد که شرایط زیر اتفاق بیفتد:

  • عمل یا فعالیت انجام شده بیش از یک نتیجه محتمل به بار آورد.
  • تا زمان حصول و ملموس شدن نتایج مشخص نیست کدامیک حاصل خواهد شد.
  • حداقل یکی از نتایج ممکن الوقوع می تواند پیامدهای نامطلوبی را به همراه داشته باشد.

ریسک های بی فایده  نوعی مخاطره است که ریسک کننده تحت تاثیر قوه قهریه واقع شده و منشاء تعلیق اغلب پیمان ها است و در نهایت موجب بروز ضرر و زیان می شود.

نحوه استفاده از تحلیل ریسک

از شناسایی چالش ها و برآورد ریسک، برای برطرف کردن و یا به حداقل رساندن ریسک های موجود در تجارت (کسب و کار) استفاده می شود.

شناسایی چالش ها:

اولین قدم در تحلیل ریسک شناسایی چالش های احتمالی موجود در کسب و کار است که معمولا منابع مختلفی دارد.

چالش های انسانی:

شامل بیماری، مرگ و سایر فاکتورهای احتمالی که موجب از دست دادن کارکنان می شود.

چالش های عملیاتی:

اختلال در سیستم تامین و یا توزیع، از دست دادن دسترسی به مواد اولیه و …

چالش اعتبار:

از دست دادن مشتریان، کاهش اعتبار شرکت در نظر کارکنان و بد نامی در بازار

چالش های رویه ای:

خطا در سیستم های داخلی، حسابرسی و کنترل به دلیل کلاه برداری و پرونده سازی و…

چالش های مربوط به پروژه:

افزایش هزینه های اجرای پروژه (بیش از سقف بودجه)، فرآیندهای طولانی، مشکلات مربوط به کیفیت محصول و خدمات

چالش تامین مالی:

نوسانات بازار، ورشکستگی، تغییرات در نرخ سودها، عدم در دسترس بودن بودجه و صندوق های تامین مالی

چالش های فنی:

پیشرفت روز افزون فن آوری، خطا در سیستم ها

چالش های طبیعی:

بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله، آتش سوزی و …

چالش های سیاسی:

تغییر قوانین مالیاتی و سیاست های دولت، تغییر نظرات عامه مردم و سیاست های خارجی

چالش های ایمنی:

عدم وجود نور کافی در فضا، استفاده از مواد شیمیایی خطرناک و یا هر حالتی که سلامت کارکنان را به خطر اندازد.

تخمین ریسک:

بعد از شناسایی چالش های موجود در کسب و کار باید احتمال وقوع و تاثیرات آن بر کسب و کار محاسبه شود.

 

فرمول:

ارزش ریسک = ریسک وقوع احتمال × ریسک هزینه

به عنوان مثال:

احتمال افزایش کرایه مکان برای کسب و کاری در سال آینده وجود دارد.

حال با توجه به مشاهدات، احتمال دارد که کرایه ها تا سقف ۸۰ درصد افزایش داشته باشند و در صورت وقوع چنین فرضی مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به هزینه های کسب و کار در سال جدید افزوده خواهد شد.

بنابراین ارزش ریسک برابرست با:

۴۰۰۰۰۰ = ۵۰۰۰۰۰ × ۰/۸

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک بعد از شناسایی کامل چالش ها میسر می شود.

از جمله عناصر اصلی در مدیریت ریسک می توان اجتناب از انجام ریسک، اشتراک گذاشتن ریسک و پذیرش ریسک را نام برد.

اجتناب از ریسک

اجتاب از ریسک از جمله استراتژی های مدیریتی است که معمولا باعث می شود تا از انجام پروژه ای اجتناب شود چرا که ممکن است چالش ها و اثرات منفی حاصل از اجرای پروژه بیش از مقدار سود آن باشد.

اشتراک گذاشتن ریسک

اشتراک گذاری ریسک شامل انجام برخی فعالیت های مشترک با سازمان ها، تیم ها و اشخاص ثالث است.

هر کدام از این تیم ها می توانند با چالش پیش بینی شده بنا به تخصص خود روبرو شده و اقدام به برطرف کردن آن نمایند.

این کار باعث می شود ریسک های کسب و کار به حداقل برسد و از طرفی تمامی دستاوردهای حاصل از موفقیت انجام کار نیز بین تیم ها و سازمان ها تقسیم میشود.

پذیرفتن ریسک

پذیرفتن ریسک در زمانی انجام می شود که هزینه های حاصل از وقوع چالش ها در کسب و کار کمتر از هزینه های رویارویی با ریسک ها و جلوگیری از وقوع آنها است (به عبارتی صرفا پذیرفتن ریسک است تا جلوگیری از آن).

به عنوان مثال، با توجه به میزان فروش بالقوه می توان از شروع پروژه های جدیدتر اجتناب کرد زیرا که میزان فروش محصولات می تواند هزینه های حاصل از دیرکرد اجرای طرح جدید را جبران کند.

الف) آزمایش کسب و کار:

می تواند تاثیر مثبتی در به حداقل رساندن ریسک در کسب و کارها داشته باشد.

با استفاده از این آزمایش ها می توان محل بروز مشکل را شناسایی و راه حل های مناسب جهت جلوگیری از بروز مشکلات بزرگتر را ارائه کرد.

اقدامات پیشگیرانه:

به اقداماتی گفته می شود که باعث جلوگیری از بروز مشکلات با تاثیرات منفی زیاد است.

اقداماتی نظیر آموزش نکات ایمنی، نصب فایروال های مناسب برای سرورها و آموزش های متقابل است.

اقدامات شناسایی:

شامل شناخت عواملی است که می توانند موجب بروز خطا شوند.

این کار به مدیران این امکان را می دهد تا بتوانند در صورت وقوع خطا در فرآیند، سریعا آن را برطرف کنند.

این اقدامات شامل بازبینی مجدد گزارش های مالی، اطمینان از امنیت و ایمنی محصول قبل از توزیع و یا نصب سنسورهای مناسب برای شناسایی خطاهای سیستم است.

ب) طراحی، انجام، بررسی و اجرا:

این روش نیز همانند روش آزمایش کسب و کار یکی از متدهای مناسب برای جلوگیری از تاثیرات منفی حاصل از چالش های احتمالی در شرایط پر ریسک است که راه های موجود برای کاهش ریسک را مورد آزمایش قرار می دهد.

این روش شامل چهار فاز تحلیل شرایط، ایجاد و آزمایش راه حل، بررسی راه حل و در نهایت اجرای آن است.

استراتژی ریسک :

اصولاً واکنشهای ریسک در این چهار گروه طبقه بندی می گردد. که به آنها استراتژی های ریسک نیز می گویند:

اجتناب کردن:

در اینجا باید عدم اطمینان را از پروژه حذف کرد یعنی باید رخ دادن ریسک بی فایده در پروژه را غیرممکن ساخت (احتمال اتفاق آن را به صفر رساند).

همچنین می توان طرح را از راه دیگری اجرا کرد که نهایتاً به همان اهداف از پیش تعیین شده رسید.

درنتیجه پروژه از تاثیر ریسک در امان می ماند. (اثر ریسک بر پروژه را به صفر رساند)

انتقال دادن:

یافتن شخص یا تیم خطرپذیر دیگر که توانایی بیشتری در اداره کردن ریسک دارد یعنی کسی که مسئولیت انجام عمل را عهده دار گردد.

آرام کردن:

کاستن از میزان ریسک در راستای قابل قبول کردن آن برای پروژه یا سازمان از طریق کاهش تاثیر یا احتمال ریسک.

پذیرفتن:

این ریسکها را باید پذیرفت و به آن واکنش نشان داد خواه به صورت فعال از طریق تخصیص هزینه مناسب یا به صورت انفعالی بدون انجام دادن هیچ کاری.

این چهار نوع استراتژی صرفاً در ارتباط با تهدیدها مناسب هستند وگرنه هیچ مدیری نمی خواهد از یک فرصت اجتناب کند و یا اینکه از تاثیر یا احتمال وقوع فرصت بکاهد.

بنابراین، استراتژی های جدیدی برای پاسخ به فرصتها نیاز است.

پیشنهاد می گردد این استراتژی ها می تواند از استراتژی های تهدید مشتق گردد.

این عمل ازطریق کلیت بخشیدن به روش به کــــار گرفته شده برای تهدیدها می تواند صورت گیرد.

چهار استراتژی برای واکنش نشان دادن به فرصتها پیشنهاد می گردد که عبارتند از:

بهره گیری کردن:

این استراتژی موازی با استراتژی اجتناب است که روشی برای حذف عدم قطعیت است.

این استراتژی در تلاش است تا فرصتها حتماً رخ دهد. (منظور این است که احتمال وقوع فرصت را تا ۱۰۰ درصد افزایش می دهد).

معیارهای به کار گرفته شده در این استراتژی سعی می کنند اطمینان بدهند که مزایای حال از فرصت موردنظر (درصورت تحقق آن) در پروژه عملی می شود.

سهیم بودن:

استراتژی انتقال دادن، تفویض کردن مسئولیت به شخص یا تیم دیگری است که بهتر می‏تواند تهدیدات در کمین سازمان را اداره کند.

در استراتژی سهیم بودن ما در جستجوی شرایطی هستیم که توانایی بیشتری در اداره کردن فرصتها دارد.

یعنی کسی که می تواند شانس وقوع فرصت را به حداکثر برساند و فواید بالقوه آن را افزایش دهد.

همان طور که استراتژی انتقال، تهدیدات را منتقل می کند این استراتژی نیز فرصتها را به روشی یکسان تقسیم می کند.

افزایش دادن:

همسنگ استراتژی آرام کردن یک تهدید، استراتژی افزایش دادن فرصت است.

آرام کردن، درجه تهدید را ازطریق کاهش احتمال یا تاثیر پایین می آورد. درحالی که استراتژی افزایش دادن درپی افزایش احتمال در راستای به حداکثر رساندن مزایای پروژه است.

نادیده گرفتن:

استراتژی پذیرفتن، به جز تهدیداتی که احتمال اثرگذاری نسبی در پروژه دارند برای مابقی تهدیدات هیچ برنامه ای را درنظر نمی گیرد.

بنابراین، فرصتهای جزئی نیز می تواند تحت استراتژی نادیده گرفتن قرار گیرند.

در این استراتژی یک روش واکنشی بدون انجام یک عملکرد روشن اتخاذ می گردد.

برنامه ریزی برای واکنش در برابر ریسک، مرحله بسیار مهمی است، زیرا تصمیماتی که در این مرحله گرفته می شود، مستقیماً ریسک پروژه را تحت تاثیر قرار می دهد.

درنتیجه در این مرحله این مسئله اهمیت زیادی دارد که فرصتها و تهدیدها به طور موثر با هم در ارتباط باشند، اگر مزایای ریسک (فرصت و تهدید) ازطرف پروژه و سازمان تضمین گردد.

نظارت و کنترل ریسک:

هدف مرحله نهایی فرایند مدیریت ریسک، نظارت بر وضعیت ریسک های شناسایی شده، ریسک های جدید، اطمینان حاصل کردن از اجرای صحیح واکنشها و بازنگری درخصوص اثربخشی آنها و همچنین نظارت بر تغییرات ریسک در تمام مراحل پیشرفت پروژه است.

همایشهای بازنگری ریسک ممکن است برای ارزیابی آخرین وضعیت ریسک های پروژه برگزار گردد و همایشهای بازنگری پروژه نیز باید بر محـور گزارشهای تیم پروژه ای که روی ریسک های کلیدی و واکنشهای توافق شده کار می کنند برگزار گردد.

همچنین در اثربخشی فرایند ریسک باید بازنگری صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود نیازهای مدیریت ریسک برآورده می شود.

 

 

روش انتخاب شده در این مرحله باید هم درمورد تهدیدها و هم درمورد فرصتها کاربرد یکسانی داشته باشد و هیچ گونه تغییراتی ولو اندک پیشنهاد نمی گردد.

این مرحله نبایستی کم اهمیت تلقی شود زیرا بسیاری از سازمانها به خاطر کم توجهی نسبت به این مرحله از فرایند، عملاً از دستیابی به اهداف ناکام ماندند.

 دکتر تلنت می گوید :

از آنجا که نمی توان به طور قطع روند بازار را پیش بینی کرد می توان گفت که تحلیل و مدیریت ریسک یکی از فرآیندهای چالش برانگیز در دنیای امروزی تجارت است.

ابزارهای مدیریت ریسک مانع از بروز بحران در تجارت می شوند و همچنین احتمال موفقیت پروژه ها را افزایش می دهند.

به طور کلی هدف از تحلیل و مدیریت ریسک، افزایش پیوسته میزان بهره وری در کسب و کارها است.

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

  • سلام , مهمان