بلوغ دیررس – بخش نخست

تعریف

رَسِش یا بلوغ فکری و روانی به معنی آمادگی زیستی است که خود مبتنی بر یک نقشه ژنتیک می‌باشد.

تغییرات روان‌ شناختی انسان، مانند تفکر، توانایی حل مسائل و مشکلات و تصمیم های به هنگام و غیره تحت تأثیر زیست‌ شناسی مغز است و از تغییرات رسش به شمار می‌آید.

همچنین آنچه که وراثت، از خصوصیات مشترک در برنامه زیست ‌شناختی و طبیعی رشد قرار داده است، مانند زمان بلوغ جنسی و … که می تواند زیر شاخه های این بلوغ باشد.

آنچه باید یادآوری شود این است که الزاما بلوغ جنسی، افزایش سن و مولفه های ظاهری از این دست، دلیل بر وقوع این رسش نیستند .

بلوغ دیررس در حقیقت عامل اصلی واکنش نا بهنگام انسان در برابر رویدادهای زندگی است، به گونه ای که نوعی سوء مدیریت در چالش ها محسوب می شود.

قصد ما این است که بر اساس اصول علمی به مولفه های موثر بر بلوغ دیررس اشاره کرده و راه های مرتفع کردن آن و رسیدن به جایگاه های موفقیت را نشان دهیم.

 

نشانه‌های بلوغ دیر رس

۱ – فردی که دچار بلوغ دیررس می باشد برای کسب احساس امنیت، به فرد دیگری که او را واجد قدرت می پندارد وابسته می شود و تا حدی غیر قابل تصور به او می چسبد.

در این حالت شخص یا فرد وابسته حتی خود انگاره اش را (تصویر و برداشتی که از خود دارد) از فردی که به او وابسته است می گیرد.

۲ – این فرد به واسطه وقوع این بلوغ دیررس در عمل اعتماد به نفس و عزت نفس ندارد.

۳ – عواطف و اخلاق را فقط براساس خواسته های خود معنا می کند.

۴ – در روابط خود همواره دریافت کننده عشق، خدمات و توجه دیگران است.

۵ – مرزها را در هیچ رابطه ای رعایت نمی کند، به همین دلیل دیگران به او اعتماد نمی کنند یا اعتمادشان را به او از دست می دهند.

۶ – در بیشتر موارد نیازمند کسی (یا چیزی) است که از او حمایت کند.

۷ – چنین فردی که دچار بلوغ دیررس شده، هیچ تسلطی بر تکانه های عاطفی و احساسی خود ندارد. او چنان در بند غریزه و احساسات خود است که هیچ مانعی برای انجام اعمال خلاف عرف یا منطق پیش رو نمی بیند.

۸ – جسارت تجربه کردن و تغییر کردن را ندارد. به شدت ترسو است و از هر مسیر جدیدی که در زندگی اش گشوده شود می گریزد.

۹ – دچار ترس های ذهنی متعدد است، ازجمله ترس از اشتباه کردن، ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، ترس از پرخاش  و ترس از طردشدن.

۱۰ – تحمل شکست را ندارد و در برابر هر شکست کوچکی دچار ناامیدی و بی انگیزگی و افسردگی می شود.

۱۱ – به جای واقعیت با تخیلات خود زندگی می کند چون توان رویارویی با واقعیت ها و اداره کردن امور ار در خود نمی بیند.

۱۲ – وجدان اخلاقی اش در مقابل ناکامی های زندگی که اغلب آنها را شکست تلقی می کند، دچار پسروی می شود و بعید نیست بزهکار شود.

۱۳ – همیشه نیازمند قهرمان و اسطوره ای است که به آن درآویزد.

۱۴ – تصویری که از خود در ذهن دارد یا خودشیفتگی کامل است یا بی ارزشی و حقارت. حد وسطی وجود ندارد و او تصویر واقعی خود را نمی بیند.

۱۵ – چنین فردی طیف نمی شناسد. همه پدیده ها یا سفید هستند یا سیاه، یا بد هستند یا خوب. باز هم حد وسطی وجود ندارد.

۱۶ – توانایی همدلی با دیگران را ندارد و نمی تواند خود را در موقعیت های عاطفی دیگران قرار دهد و حال و هوای آنها را درک کند.

۱۷ – نمی تواند به حرف دیگران گوش کند و اغلب در پی گفتن است. او نحوه مکالمه صحیح و برقرارکردن ارتباط شایسته را بلد نیست.

۱۸ – از تفکر منطقی و نظام یافته عاجز است و همواره به جای عقل، از روی عاطفه و احساسش تصمیم می گیرد، یعنی اول تصمیم می گیرد، بعد برای تصمیمش دنبال توجیه عقلانی می گردد.

۱۹ – بیشتر قضاوت هایش درمورد دیگران، فرافکنی احساسات ضمیر خودآگاهش محسوب می شود.

۲۰ – مسوولیت اعمال خود را نمی پذیرد و به شدت از پذیرش مسوولیت می ترسد.

۲۱ – در قبال خود و دیگران هیچ تعهدی را نمی پذیرد.

۲۲ – در کارهایش نظم و پشتکار و تداوم وجود ندارد و معمولا وظایف شغلی یا کاری را به انتها نمی رساند.

۲۳ – شادی کودکانه را به رضایت بالغانه ترجیح می دهد.

۲۴ – توانایی پذیرش انتقاد از خود را ندارد و برای توجیه بحران های زندگی اش همواره به دنبال مقصری غیر از خود می گردد.

۲۵ – توانایی چالش و تطابق را ندارد و در رقابت های سازنده وارد نمی شود.

۲۶ – یا در حسرت گذشته به سر می برد یا برای آینده نگران و از آن ناامید است. به طور کلی چنین فردی هرگز از زمان حال لذت نمی برد و نمی تواند در زمان حال زندگی کند.

۲۷ – فاقد مهارت ارتباطات اجتماعی است یا در این زمینه بسیار ضعیف عمل می کند.

۲۸ – قادر نیست از ابزارهای دفاعی «گذشت و ایثار» استفاده کند و نمی تواند دیگران را ببخشد یا از مال خود چیزی به دیگران ببخشد.

۲۹ – احساسات رشد یافته ای مثل شرمندگی یا احساس گناه در او کم است، در عوض احساسات رشد نیافته ای مثل خود خواهی و خودپسندی در او زیاد است.

۳۰ – در اکثر زمینه ها اعم از کاری، اجتماعی و عاطفی ثبات ندارد.

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

  • سلام , مهمان