آیا سن بر شکوفایی نبوغ و خلاقیت تاثیر می گذارد؟

گروه اول: جوانی و اوج خلاقیت

عده ای از نظریه پردازان معتقدند که سال های اول زندگی اوج تفکر خلاقانه فرد است وباعبوراز سنین جوانی خلاقیت در سراشیبی کمرنگ شدن قرار می گیرد.مثالی که این گروه برای اثبات ادعای خود ارائه میدهند،نویسندگان داستا ن های تخیلی هستند که بسیاری ازآنها آثار ماندگار و شاهکارهای خود را در سالهای اولیه جوانی به رشته تحریر درآورده اند. بعنوان مثال کازواوایشیگورو رمان نویس ژاپنی ـ انگلیسی باور دارد که چون حدود ۳۰ سالگی سن ورود به واقع گرایی در زندگی ا ست،اکثر رمان های شاهکار در سنین زیر ۴۰ سالگی نوشته شده اند. به نظر می رسد که این دیدگاه رابطه مستقیمی با تجربه های اجتماعی فرد دارد، زیرا به عقیده این گروه برای خلق آثار نو و منحصر بفرد، تخیل فرد باید بکر باقی بماند و هر چه فرد با اید ه های بیشتری از دیگران مواجه شده باشد، احتمال آلوده شدن خلاقیت و تخیل وی به تفکرات جمعی و قالبی بیشتر خواهد بود.

گروه دوم :میانسالی اوج خلاقیت

ژورنالیست یونا لرر، معتقد است که برای توصیف شیب خلاقیت نباید به داستان و حکایت بسنده کرد.

وی برای توضیح ادعای خودا ز داده های تحقیقاتی کمک می گیرد.او تحقیقات روانشناس دانشگاه یو سی دیویس،به نام دین سیمونتون را بعنوان گواه می آورد. در این داده های تاریخ نگاری نشان میدهد که نمودارخلاقیت یک منحنی یو شکل وارونه است که نمایانگررشد خلاقیت از جوانی تا میانسالی و سپس کاهش آن در سالهای پیری است. بعنوان مثال سیمونتون متوجه شد که برای شاعران و فیزیک دانان اواخر دهه ۲۰زندگیشان، اوج شکوفایی آنهاست، در حالیکه این عدد برای زیست شناسان، زمین شناسان یا رما ن نویسان کمی بالاتر و نزدیک به سالهای میانسالی آنهاست. سیمونتون همچنین معتقد است که علومی که در آنها ابهام وشفافیت بیشتر است، مانند تاریخ یا زیست شناسی، فرد در آنها در سنین بالاتری به شکوفایی می رسد نسبت به علومی مانند فیزیک که در آن دقت و ثبات زیاد است.

گروه سوم: پیری قله خلاقیت

از طرفداران نظریه سوم میتوان به مالکوم گلدول ژورنالیست و نویسنده آمریکایی اشاره کرد که معتقداست ربط دادن همه خلاقیت و نبوغ به انرژی و تازگی جوانی غلط است. بنظر می رسد او اعتقاد به دو نوع تفکر و خلاقیت داشته باشد که با نام های «مفهومی یا ادراکی» و«تجربی » از آن یاد می کند. از دیدگاه او متفکران مفهومی آن دسته از شاعران، نویسندگان ، متفکران و… می باشند که در سنین جوانی نبوغ خود را بروز می دهند و متفکران تجربی شامل گروهی میشوندکه بهترین آثار و اوج خلاقیت خود را در میانسالی یاپیری نشان می دهند.آیا فقط جوانان به نبوغ دست می یابند؟ آیا ۳۰ سالگی زمان قطع نبوغ است؟ زمانی نابغه بزرگ انیشتین گفت:«کسی که تا پیش  از ۳۰سالگی در پیشرفت علم سهیم نشود، دیگر مشارکت نخواهد کرد »؛ با این حال، پژوهش های جدید ثابت می کنند که انیشتین بزرگ در خطا بوده است و امروزه نوابغ تا رسیدن به سنین بالا به موفقیتهای خود نایل نمی شوند. همه ما نقل قول های مختصر و مفیدی درباره قدرت جوانی خوانده ایم، ریاضیدان ج ی.اچ هاردی میگوید:«به افراد بالای ۳۰ سال اعتماد نکن »، بنابراین هرکسی که استعداد ریاضی دارد، باید آن را در جوانی پرورش دهد و استفاده کند، زیرا توانایی آن ها برای خلق ریاضی درمیانسالی رو به کاهش می رود. به تازگی زیست شناس، مایکل رُز در این باره گفته است:«…احتمالا پس از۴۰سالگی در زندگی ریاضیدانان و پس از ۵۰ سالگی درزندگی دانشمندان، آثار درخور توجه زیادی وجود ندارد.مهم است که پس از گذشت آن سنین، ریاضیدانان ودانشمندان فعالیت های بسیار کمی دارند.» اما همه ما به احتمال زیاد رمان های برجسته ای را خوانده ایم که نویسنده  آن ها در میانه دهه پنجم زندگی خود بوده ا ست.پس به راستی مانع سنی برای بروز نبوغ چیست؟

قانون ۱۰هزار ساعت

ایده تکمیل سطح فکری همه نوابغ در جوانی، مشکل دیگری نیز دارد و آن این است که این خط فکری تاحدی متضاد با عقیده قانون ۱۰هزار ساعت است (اندرز اریکسون، ملکوم گلدول) که نشان  می دهد برای«تسلط یافتن» بر موضوعی لازم است ۱۰هزار ساعت برای آن وقت صرف کنید. می توان تا پیش از ۳۰ سالگی برای به ثمررساندن کاری ۱۰هزار ساعت وقت صرف کرد، اما درباره حرفه های مختلفی چون جراحی یادانشمندشدن چه می توان گفت که در نیمه دهه دوم زندگی تازه آغاز می شوند؟

عملکرد روحی وجسمی ما در گذر عمر

بسیاری از کارها تا حدود۵۳سالگی به اوج شکوفایی خود نمی رسند. همچنین درباره زیست شناسی عصب بنیادی ای که ورای شکوفایی نسبتاً دیرهنگام عملکرد ذهنی در بعضی از کارها وجود دارد، بطور مفصل استدلال کرده ام..

اما بعضی از آزمون های کلی عملکرد شناختی که احتمالا نقطه اوج استعداد ما را در ۵۳سالگی نشان می دهند، همسان با تصور ما از نبوغ نیستند. مطالعات جدید به  ما کمک  می کند تا نور تازه ای برنقطه اوج زندگی خود بیندازیم. پژوهشی تازه نشان داده است که نقطه اوج جدید ۴۸ سالگی است. با توجه به این عقیده که فقط می توان در جوانی نبوغ خود را به منصه ظهور رساند، این پژوهش تازه به نتایجی خلاف این عقیده رسیده است.پژوهشگران برای بررسی بیشتر این عقیده، ۵۲۵نفر ازکسانی را تحلیل کردند که طی سا لهای ۱۹۰۱ تا ۲۰۰۸در زمینه فیزیک و شیمی و پزشکی برنده جایزه نوبل بودند. آن ها مقایسه کردند که چگونه سن اوج خلاقیت متوسط سنی که در آن نامداران جایزه نوبل موفق شدند اثر برجسته خود را تکمیل کنند  در بین رشته های گوناگون متفاوت است و با گذشت زمان تغییر می کند.امروزه، سن متوسط برای فیزیکدانانی که اثر شایسته جایزه نوبل خود را به ثمر می رسانند، ۴۸ سالگی است.فیزیکدانان زیر ۳۰سال کارهای موفقیت آمیزبسیار کمی انجام می دهند. چراا ین عقیده معروف که همه آثار علمی بزرگ پیش از میانسالی ارائه شد ه اند، به طور کلی نقض شده است؟

رشد در پایه دانش هر رشته علمی

در دوران کنونی انفجار دانش، در مقایسه با مثلا سال ۱۹۰۵، زمان بسیار بیشتری صرف می شود تا فردی بتواند گستره دانش مرتبط با موضوعی خاص رادریابد. اطلاعات در هر زمینه ای  و شاید حتی بیشتردر زمینه های علوم  هر ۱۸ ماه یا بیشتر دوبرابر می شود.بنابراین، اگر اطلاعات شناخته شده درباره زمینه ای خاص را در سال ۱۹۰۵ و ۲۰۱۱ باهم مقایسه کنید، متوجه تفاوت بسیار زیاد آن ها خواهید شد. با درنظرگرفتن نتایج پژوهش ها می بینید که در دورا ن های گذشته ا وج شکوفایی استعداد زودتر رخ می داده است.پژوهشگران دریافتند که تا پیش از  سال ۱۹۰۵، دستیابی به دستاوردهای علمی بزرگ در همه رشته ها تا پیش از ۳۰سالگی رایج بودند. حدود دوسوم برندگان جایزه نوبل تا پیش از ۰ ۴سالگی به موفقیت رسیدند و حدود۲۰درصد نیز تا پیش از ۳۰سالگی. اکنون افراد می توانند طی روز از اطلاعات بسیار زیادی استفاده کنند و با میزان بسیار زیاد اطلاعات منتشرشده در تمام زمینه های گوناگون علمی، فرد نمی تواند درباره رشته خود از همه اطلاعات آگاهی یابد و احتمالاً نسبت به هموطنانش در دورا نهای گذشته، درباره رشته خود اطلاعات کمتری دارد و به این ترتیب افراد باید حتی برای کسب دانش معقول و متناسب در زمینه رشته دلخواه و منتخب خود، وقت بسیار زیادی را صرف کنند. بنابراین شاید در حال حاضر قانون ۱۰هزار ساعت بیشتر واقعی باشد، به ویژه درزمینه ای مانند علوم که سرشار از اطلاعات است.نقل قول پایانی از مقاله ای که به خوبی این موضوع راخلاصه کرده است:

واینبرگ گفت:«این تصویر از دانشمندان جوان برجسته که به پیشرفت های مهمی در زمینه علوم رسید ه اند، بیش ازپیش قدیمی شده است، دست کم دراین سه رشته (فیزیک و شیمی و پزشکی)،امروزه سن متوسط برای فیزیک دانانی که اثر شایسته جایزه نوبل خود را به ثمر می رسانند، ۴۸ سالگی است. فیزیکدانان زیر ۳۰سال کارهای موفقیت آمیز بسیار کمی انجام می دهند.» بنابراین، اگر اوج شکوفایی استعداد فیزیکدانان ۴۸ سالگی ا ست، حتماً منحنی ناقوس مانندی وجود دارد که نشان می دهد اثر شایسته جایزه نوبل به طرز چشمگیری پس از ۴۸ سالگی به ثمر میرسد.همچنین علاقه مند به پژوهش هایی هستم که بررسی می کنند ما معمولاً درباره کارهای مبتکرانه ای چون نویسندگی و نقاشی و موسیقی چگونه فکر می کنیم.

آیا فکر می کنید به نقطه اوج و شکوفایی استعدادهای خود رسیده اید؟

( برگرفته از مقاله مانع سنی نبوغ چیست؟ زهرا حسینیان)

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

  • سلام , مهمان